دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

569

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

بديعى روى آوردند . يكى از جنبه‌هاى اين گرايش ، افزايش روزافزون و رونق ماده تاريخ و معمّا در شعر بود . هر دوى اين نوع شعرگويى مستلزم تخيل وسيع و عميق شاعر است . شاعر در ماده تاريخ به دنبال كلمه و يا عبارتى مىگردد كه با تاريخ مورد نظر او به لحاظ حروف ابجد همخوانى داشته باشد . در معماها هم ، اسمى و يا مفهومى به انحاء مختلف در پوشش قرار مىگرفت و خواننده بايد با سرنخهاى بغرنجى كه در اختيار داشت پى به آن اسم و يا مفهوم مىبرد . نصرآبادى ( متوفى حدود 1100 / 1688 ) در خاتمه تذكره خود بخشى دارد كه فقط به گلچينى از ماده تاريخها و معماها اختصاص‌يافته و تعدادى از ديوانهاى اين دوره با همين ماده تاريخها و معماها خاتمه يافته است . دربار حسين بايقرا شاعران يكصد سال بعد و يا از اواسط سده پانزدهم تا حدود اواسط سده شانزدهم از همان جريان و روال پيروى كردند . دربار سلطان تيمورى حسين بن منصور بن بايقرا نقطه محورى و كانون اصلى اين دوره بود چون وى نه‌تنها از ادبيات و هنرها هوادارى و حمايت كرد بلكه عبد الرحمن جامى ( متوفى 898 / 1492 ) ، دانشنامه‌نويس ، شاعر و عارف پرشور و صاحب كمال اين دوره هم در ميان شعراى دربار او جاى داشت . جامى كه از شخصيتهاى مورد تكريم اين دوره بود در دربار قراقويونلوها ، آق‌قويونلوها و عثمانيان هم شأن و منزلتى داشت . از همدوره‌هاى برجسته او افراد زير قابل ذكرند : مكتبى شيرازى ( متوفى 900 يا 916 / 1495 يا 1510 ) سراينده چندين مثنوى ؛ ثنائى كه در تغزل و مدحيه دستى توانا داشت ؛ فغانى سراينده غزلهاى عاشقانه احساسى ؛ هلالى چغتائى ( متوفى 935 / 1529 ) كه تعدادى غزليات شيوا به‌نام خود دارد ؛ اهلى شيرازى استاد انواع ادبى ( و چنانچه متوجه شديم ) در كاربرد صنايع بديعى كسى به پاى او نمىرسيد . شاعران اين دوره به غزليات و قصايد استادان پيشين نظيره مىگفتند و از آنها تقليد مىكردند . تعداد بيشترى از مثنوىهاى تغزلى ، عرفانى و اخلاقى نظير هفت اورنگ جامى به تقليد از نظامى و امير خسرو دهلوى سروده شد . معماگوئى و ماده‌تاريخ‌سرائى هم همچنان به موجوديت خود ادامه داد . خواند مير مورخ همدوره جامى ، از يك رساله او در باب سرودن معما نام مىبرد « 1 » . با مهارت اعجاب‌آور اهلى در صنايعى بديعى ، اين تمهيدات به جائى رسيد كه كسى را ياراى

--> ( 1 ) - خواند مير ، جلد 4 ، ص 338 .